خبر فوری: جمشید بسم الله دستگیر شد

ماجرای بازار ارز کشور خیلی وقت است پا در وادی ای گذاشته که بیشتر شبه کتابهای آگاتا کریستی است تا یک بحث اقتصادی و علمی. اولین بار اسمش را معاون رئیس جمهور آورد.

به گزارش بانکی دات آی آر، می گویند اسمش "جمشید بسم الله" است. مقصر اصلی به هم ریختگی بازار ارز است و هر روز قیمت ارز را تعیین می کرده است. باهاش هم برخورد اساسی کرده اند. اما تا به حال کسی نه او را دیده و نه می داند آیا با بانک مرکزی در ارتباط بوده و یا اینکه شعبه ای خارج از بانک مرکزی دارد؟

 

 

جمشید بازار ارز رو به هم نریز!

پدیده جمشید خان و جمشید شناسی چند روزی است حسابی اهل قلم را مشغول خود کرده، اینکه واقعا می شود هر روز یک نفر نرخ بازار ارز مملکتی را تعیین کند؟  و  یا اینکه اگر می شناختیمش چرا پیش از آنکه اوضاع بحرانی شود نرفتیم با وی مذاکره کنیم و یا جلوی فعالیتش را بگیریم؟ در ذهن خیلی هاست.

واقعا این کیست که یک تنه بازار ارز مملکتی را به هم ریخته است؟

بعد هم آقای رحیمی اعلام کردند که وی دستگیر شده است. حالا یک سوال اساسی مطرح است. حالا که ایشان دستگیر شده دلار به قیمت 1200 تومان برمی گردد یا نه؟

جمشید خان چقدر مقصر است؟

ما اغلب در جستجوی یافتن مقصریم. مقصری که بتوان لمسش کرد، گناه ها را به گردنش انداخت و مجازاتش کرد تا حساب کار دست بقیه بیاید. این پدیده چیز جدیدی نیست و ریشه در زندگی اغلب ما دارد وقتی اسم مقصر آمد بقیه با خیال راحت سر بر بالین می گذارند.

اما بعد از اعلام موجودیت جمشید خان  برخی صراحتا، برخی در لفافه و عده ای هم با نگاهی محتاطانه وجودش را انکار کردند. عده ای هم از اینکه شناسایی و دستگیر شده ابراز خرسندی کردند.

بازی دو سر باخت

فارغ از اینکه چه کسی راست می گوید. وجود یا عدم وجود چنین فردی در بازار ارز بازی خطرناکی است که از هرجهت به آن نگاه کنیم باخت است.

اگر جمشیدی هست و دستگیر شده وجودش برای اقتصاد کشوری به وسعت و عظمت ایران مایه نگرانی و سرافکندگی است. چطور توانسته به این راحتی ها پابگیرد و انقدر قدرتمند شود.

اگر هم که وجود خارجی نداشته باشد آن طور که بعضی ها می گویند. یعنی هنوز هم کسی مسئولیت نابسامانی های اخیر را به گردن نگرفته و باید پیدا کنیم پرتغال فروش را؟!!!

/ 2 نظر / 50 بازدید
دانشگاه شوشتر

سلام استاد امیدوارم حالتون خوب باشه. استاد چرا این ترم نمیبینمیت تو دانشگاه توروخدا بیاید.

دانشجو دانشگاه شوشتر

تقدیم به استاد خوبم دوستت دارم پریشان‌، شانه می‌خواهی چه کار؟ دام بگذاری اسیرم‌، دانه می‌خواهی چه کار؟ تا ابد دور تو می‌گردم‌، بسوزان عشق کن‌ ای که شاعر سوختی‌، پروانه می‌خواهی چه کار؟